اي دل تنها چيه چشم انتظاري
باز يه لحظه يه دم آروم نداري
مثل زمستون تو حسرت بهاري
باز عشقت خيمه زد رو خونم
باز يادت آتيش زد به آشيونم
باز بي تو بايد تنها بمونم
بيا سكوت لبهام هنوز غربت خونه ست
پرندهي دل من هنوز بي آشيونه ست
بيا پر از اميد هنوز اين دل خسته
هنوز به پاي چشمات، پاي عشقت نشسته
توي آسمون دنيا هر كسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
واسه من ، واسه من تنهايي درده
درد هيچ كسو نداشتن
هر گل پژمردهاي رو تو كوير سينه كاشتن
ديگه باور كردم اينرو كه بايد تنها بمونم
تا دم لحظه مردن شعر تنهايي بخونم
بيا سكوت لبهام هنوز غربت خونه ست
پرندهي دل من هنوز بي آشيونه ست
بيا پر از اميد هنوز اين دل خسته
هنوز به پاي چشمات، پاي عشقت نشسته
متن يكي از ترانه هاي محسن يگانه
اگه گفتین این عکس کیه؟

نمیشناسین نه؟
چه حالی میده
میتونین نظرات خودتون در نظر خواهی بنویسین و حدس بزنین که این عکس مال چه کسی هست
منتظر نظراتتون هستم
دستي افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چكد ، هر
قطره شود خورشيدي
باشد كه به صد سوزن نور ، شب ما را بكند
روزن روزن.
ما بي تاب ، و نيايش بي رنگ .
از مهرت لبخندي كن ، بنشان بر لب ما
باشد كه سرودي خيزد در خورد نيوشيدن تو.
ما هسته پنهان تماشاييم.
ز تجلي ابري كن ، بفرست ، كه ببارد بر سر ما
باشد كه به شوري بشكافيم ، باشد كه بباليم و
به خورشيد تو پيونديم.
ما جنگل انبوه دگرگوني.
از آتش همرنگي صد اخگر برگير ، برهم تاب ، برهم پيچ :
شلاقي كن ، و بزن بر تن ما
باشد كه ز خاكستر ما ، در ما، جنگل يكرنگي بدر
آرد سر.
چشمان بسپرديم ، خوابي لانه گرفت.
نم زن بر چهره ما
باشد كه شكوفا گردد زنبق چشم ، و شود سيراب
از تابش تو ، و فرو افتد.
بينايي ره گم كرد.
ياري كن ، و گره زن نگه ما و خودت با هم
باشد كه تراود در ما ، همه تو.
ما چنگيم: هر تار از ما دردي ، سودايي.
زخمه كن از آرامش ناميرا ، ما را بنواز
باشد كه تهي گرديم ، آكنده شويم از والا "نت"
خاموشي.
آيينه شديم ، ترسيديم از هر نقش.
خود را در ما بفكن.
باشد كه فرا گيرد هستي ما را ، و دگر نقشي
ننشيند در ما.
هر سو مرز، هر سو نام.
رشته كن از بي شكلي ، گذران از مرواريد زمان و مكان
باشد كه بهم پيوندد همه چيز ، باشد كه نماند
مرز، كه نماند نام.
اي دور از دست ! پر تنهايي خسته است.
گه گاه ، شوري بوزان
باشد كه شيار پريدين در تو شود خاموش.
مهتاب با شب راه نیومد خزون که کوتاه نیومد
چشمات که بارونی شدن ابرا که زندونی شدن
اونکه غم بغضمو دید اونکه به دادم نرسید
رفت و تو خواب قصه مرد حرمت فریادمو برد
پرده ی آخر تگرگ کوچ تو بود و بغض برگ
قصه عشقی که هنوز دلگیره و ترانه سوز
رو آسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
تو چشم های قاصدک ها شوق رسیدن دیگه نیست
تو ای همیشه هم سفر دوباره بچگی نکن
با این شکسته بال و پر دیگه غریبگی نکن
هنوز هراس کوچه ها تو رو به یادم میارن
ستاره های شب زده بغض چشاتو کم دارن
نذار گلهای باغچه مون محکوم این خزون بشن
کبوترای نیمه جون مصلوب آسمون بشن
حادثه ی هق هق من حیفه که تموم بشه
طلوع بی وقفه ی تو به دست من حروم بشه
خورشید دشنه خورده مو تو سایه ها امون بده
تو بهت این ثانیه ها عشقو به من نشون بده
You and me
We used to be together
Every day together always
I really feel
I'm losing my best friend
I can't believe
This could be the end
It looks as though you're letting go
And if it's real,
Well I don't want to know
Don't speak
I know just what you're saying
So please stop explaing
Don't tell me cause it hurts
Don't speak
I know what youre thinking
I don't need you'r reasons
Don't tell me cause it hurts
Our memories
They can be inviting
But some are altogether
Mighty brightening
As we die, both you and i
With my head in my hands
I sit and cry
It's all ending
I gotta stop pretending who we are...
You and me
I can see us dying...are we
يكبار دگر نسيم نوروز وزيد
دلها به هوای روز نو باز تپيد
نوروز و بهار و بزم ياران خوش باد
در خاك وطن ، نه در ديار تبعيد
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غم زخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشك ما نيز دميد
بويی مگر از ميهن ما آوردی!
بر سفرهی هفت سين نشستن نيكوست
هم سنبل و سيب و دود ِ كُندر خوشبوست
افسوس كه هر سفره كنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده يا همدم و دوست
هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لالهی خفته به خاك ،
نوروز كبود و لاله پوش آمده است!
نوروز رسيد و ما همان در ديروز
در رزم نه بر دشمن شادی پيروز
اين غُصّه مرا كشت كه دور از ميهن
هر سال سر آمد و نيامد نوروز !
نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجديد جوانی جهان كهن است
زينها همه خوبتر كه هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاك ايران من است
دلتنگ ز غربتيم و شادان باشيم
از آنكه درست عهد و پيمان باشيم
بادا كه چو نوروز رسد ديگر بار
با سفرهی هفت سين در ايران باشيم