تبليغاتX
درياچه سرخ

يار من همسفر گرفت عشق من بر باد رفت   

      ياد من از ياد برد و با رقيبم شاد رفت

آنهمه عشق و اميد وعهدها بر باد شد       

      آنهمه سوز و گداز و اشکها بر باد رفت

با سرود آه من بزم عروسي ساز کرد        

      با جهيز اشک من در خانه داماد رفت

     باده خوشبختي و شادي من بر خاک ريخت         

       لاله اميد من پرپرشد و بر باد رفت

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 6:31 توسط حامد فيروزه |

رفتنت آغاز ويراني ست، حرفش را مزن

ابتداي يك پريشاني ست، حرفش را مزن

گفته بودي چشم بر دارم من از چشمان تو

چشم هايم بي تو باراني ست، حرفش را مزن

آرزو داري كه ديگر برنگردم پيش تو

راه من با اينكه طولانيست، حرفش را مزن

دوست داري بشكني قلب پريشان مرا

دل شكستن كار آساني ست، حرفش را مزن

خورده اي سوگند روزي عهد خود را بشكني

اين شكستن نا مسلمانيست، حرفش را مزن

حرف رفتن مي زني وقتي كه محتاج توام

رفتنت آغاز ويراني ست حرفش را مزن

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:34 توسط حامد فيروزه |