خدايا!
من همانی هستم که وقت و بیوقت مزاحمت می شوم؛ همانی که وقتی دلش میگيرد و بغضش میترکد، میآيد سراغت.
من همانیام که هميشه دعاهای عجيب و غريب میکند و چشمهايش را میبندد و میگويد: من اين حرفها سرم نمی شود. بايد دعايم را مستجاب کنی.!!
همانی که گاهی لج میکند و گاهی خودش را برايت لوس میکند؛ همانی که نمازهايش يک در ميان قضا میشود و کلی روزهی نگرفته دارد؛ همانی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف میزند و گاهی بدجنس میشود. البته گاهی هم خودخواه،گاهی هم دروغگو.
حالا يادت آمد من کی هستم؟
البته می دانم که مرا خيلی خوب میشناسی. تو اسم مرا ....میدانی و اينکه کجا زندگی می کنم اما خدايا!
اما من هيچ چيز از تو نمی دانم. هيچ چی که دروغ است ؛چرا يک کمی می دانم. اما اين يک کمی خيلی کم است. راستش چند وقتی است که چند تا تصميم جديد گرفته ام. دوست دارم عوض بشوم، دوست دارم بهتر باشم. من يک عالم سئوال دارم؛ سئواهايی که هيچ کس جوابش را بلد نيست. دوست دارم تو جوابم را بدهی. قول می دهی؟ راستی يادت باشد اين حرفها يک راز است خدا! راز من و تو. خواهش می کنم به کسی چيزی نگو؛حتی به مادرم
خدايا ..
چه لحظه هايي که در زندگي ترا گم کردم اما تو هميشه کنارم بودي ...
چه دقيقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردي...
چه ساعت هايي که غرق در شادي و غرور، تو رو که پشت همه موفقيت هام قايم شده بودي از ياد بردم اما تو هميشه به يادم بودي ...
وقتي خسته از همه جا و همه کس نااميدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادي...
وقتي از آدم هاي دور و برم دلم گرفت ...
و دنيا غم هاش و بهم ارزوني کرد تو به قلبم آرامش دادي...
تو با حضورت به خنده هام هدف دادي ،
به گريه هام دليل دادي ،
به زندگيم ،
به نفس کشيدنم رنگ دادي...
مرا ببخش ،
اگر شادابم و جسور...
اگر بي عقلم و عاشق
خدايا مرا ببخش..
اگر بر خلاف طبيعت تو آفريده شده ام..
اگر عشقم گناهي نابخشودني است
و اگر گناهم را دوست مي دارم
خدايا مرا ببخش..
...مرا ببخش
مرا ببخش
اگر فراموش کرده ام نام تو را
خدايا مرا ببخش اگر اينگونه ام....
ترا من زهر شيرين خوانم اي عشق
که نامي خوشتر از اينت ندانم
وگر هر لحظه رنگي تازه گيري
به غير از زهر شيرينت نخوانم
تو زهري زهر گرم سينه سوزي
تو شيريني که شور هستي از تست
شراب جام خورشيدي که جان را
نشاط از تو غم از تو مستي از تست
به آساني مرا از من ربودي
درون کوره غم آزمودي
دلت آخر به سرگردانيم سوخت
نگاهم را به زيبايي گشودي
بسي گفتند دل از عشق برگير
که نيرمگ است و افسون است و جادوست
ولي ما دل به او بستيم و ديديم
که او زهر است اما نوشداروست
چه غم دارم که اين زهر تب آلود
تنم را در جدايي مي گدازد
از آن شادم که هنگام درد
غمي شيرين دلم را مي نوازد
اگر مرگم به نامردي نگيرد
مرا مهر تو در دل جاوداني است
وگر عمرم به نکامي سرايد
ترا دارم که مرگم زندگي است
بهونم ، چند تا سلام كنم جوابمو مي دي ؟
ببينم يواشكي احوال ما رو پرسيدي ؟
نامه رو وقتي نوشتم خودمم مي لرزيدم
فداي چشات ، تو كه از خط من نلرزيدي
بيقراري مث موهات تو دلم موج مي زنه
مي دونم تو اينو از لرزش حرفا فهميدي
وسط نامه ببخش بد جوري بغضم تركيد
نازنينم تو كه از صداي اون نترسيدي
من فداي رگه هاي ناز چشم روشنت
چيه باز به لحن اين ديوونگي ها خنديدي
حق داري بخندي و راستي دستت درد نكنه
سر زدي به يه ديوونه ي غريب تبعيدي
راستي اون شب يادته كاشكه واست مرده بودم
من مي خواستم بميرم پيش چشات ، خودت ديدي ؟
چيه باز كه با غضب داري نگاهم مي كني
اين دفه درباره ي من چه چيزايي شنيدي
جوابي كه داده بودم ، به خودم ، ديشب رسيد
دوست ندارم بدونن جواب به نامه م نمي دي
تو رو جون آسمون به غيرتت بر نخوره
نكنه اينجا به بعد و نخوني ، چون رنجيدي
رنگ خونه چشام از بس كه تو رو نديدمت
مث تصوير غروب تو اوج برف و سفيدي
يه روزايي ديدنت چاره اي داشت ، دعا مي خواس
حالا نه دعا واسم فايده داره ، نه اميدي
خورشيد اونجاها حتما ديگه روزم مي خوابه
آخه تو به جاي اون هم روز و هم شب تابيدي
ببينم تعارف و يه ديقه گذاريم كنار
اونجا چند تا دل بيچاره رو بردي ، دزيدي ؟
آره بد سوالي بود تو اينو نشنيده بگير
مث نمره ي تك كارنامه ي يه تجديدي
تو كه مي دوني دلم گذشته كارش از اينا
حتي بشنو اگه تو به يكي شون رسيدي
مي ميره ، اما واسه خوشيت دها ها مي خونه
راس بگو اين جور ديوونه اي تو عمرت تو ديدي ؟
بگذريم خيلي نوشتم ، زحمتت نبود بخون
معذرت مي خوام كه فرضا تو بهم جواب مي دي
ماهي كه با اين كه اسفنده ، ولي دود نمي شه
هميشه معروفه به ماه عزيز خورشيدي
از خودت مواظبت كن هر جوري كه دوس داري
مجنونت ، يا ديوونت ، هر لقبي پسنديدي
به چشماي خودت قسم
ديگه بهت نمي رسم
وصال تو خياليه
واي كه دلم چه حاليه
بازياي عروسكي
آخ كه چه حيف شد كودكي
يه كم برس باز به خودت
مي خوام بيام تولدت
اونوقتا اينجوري نبود
راهت به اين دوري نبود
حالا كه عاشقت شدم
نيستي ديگه مال خودم
پاييز چه فصل زرديه
عاشقيم چه درديه
گم شده باز بادبادكم
تو نمي ياي به كمكم ؟
مي خوام دستاتو بگيرم
تو بموني من بميرم
عاشقي ام نوبتيه
آخ كه چه بد عادتيه
من نگرانم واسه تو
قبله ي ديگران نشو
اشكم به اين زلاليه
دل تو از من خاليه
تو مه عشق تو گمم
هلاك يه تبسم
تو شدي مال ديگري
چه جور دلت اومد بري
قفلا كه بي كليد شدن
چشا به در سفيد شدن
چه امتحان خوبيه
دوريت عجب غروبيه
بارون شديده نازنين
از تو بعيده نازنين
خاطره رو جا نذاري
باز من و تنها نذاري
اونوقتا مهمونت بودم
دنيا رو مديونت بودم
اونقتا مجنونم بودي
كلي پريشونم بودي
قصه حالا عوض شده
صحبت يه تولده
قلبت رو دادي به كسي
يه كم واسم دلواپسي
مي ترسي كه من بشكنم
پشت سرت حرف بزنم
من مني كه بوسيدمت
تو اون غروب كه ديدمت
تو واسه من ناز مي كني
ناز مي كشم باز مي كني ؟
اين رسمشه نيلوفرم
من كه ازت نمي گذرم
ستارمون يادت مي ياد
دلواپسم خيلي زياد
فقط تماشا مي كني
بعد عشق و حاشا مي كني
مي گي گذشت گذشته ها
چه راحتن فشرته ها
سر به سرم كه نذاري
بگو يه كم دوسم داري ؟
نمي موني من مي مونم
ميري يه روزي مي دونم
اولا مهربونترن
اونايي كه همسفرن
اشك منم كه جاريه
نگه دار يادگاريه
مي سپرمت دست خدا
يه كم دوستم داشتي بيا
سوختم و آب شدم به پات
امروز و فردا نداره
خوشت مياد ببيني ، نه ؟
كشتن تماشا نداره
قهر مي كني ، ناز مي كني
ناز مي كشم ، آشتي كني
قصه كه نيس ، حقيقته
دروغ و دعوا نداره
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
دوره زمونه دوره ي حرفاي عاشقانه نيست
صحبت پول و شهرته ، صحبتي از ترانه نيست
يه روز منو خواسته بودي ، يه روز خيلي خوب دور
امروز چه راحت نمي خواي ، من بد شدم بهانه نيست
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اگه بفهمن عاشقي ، همه بهت بد مي كنن
نسبت ديوونه مي دن دست تو رو رد مي كنن
اگه بخواي بجنگي با دستاي شوم سرنوشت
با هر چي آدمك دارن ، راه تو رو سد مي كنن
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
بفهمه عاشقش شدي هي با تو بازي مي كنه
ديوونه ، آزار اونم با تو رو راضي مي كنه ؟
رفتي كجا در مي زني ،اون خود يه رات نمي ده
غريبه جاي اون باشه مهمون نوازي مي كنه
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
كافيه چيزي بدونه ، كار تو ديگه مردنه
ديگه وظيفت اسمشو ، با صدتا جون آوردنه
يه بازي يك طرفس ، كه آخرش مشخصه
هميشه بازنده تويي ، سهم اونم كه بردنه
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اگه بگي دوسش داري ، اون تو رو يادش نمي ياد
فرقي نداره كه چه قدر چه كم بدونه ، چه زياد
بايد هنرپيشه باشي تا نقشو خوب بازي كني
يعني كه وانمود كني يه جور ازش بدت بياد
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
عاشق ديگه تو عصر ما هيچ جايي حرمت نداره
انگار كسي نمره ي خوب واسه شجاعت نداره
شايد يه جوري شده كه هيچ آدمي تو عصر ما
براي انتخاب شدن ، اصلا لياقت نداره
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
رنگ گل دسته گلا ، فقط رز زرده همين
عاشق هر كس كه بشي عاقبتش درده همين
هر كي يه گمشده داره ، تمام دلخوشيش اينه
اگر يه روز معجزه شه ، اگر كه برگرده همين
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
زمونمون عوض شده ، دوره نفرينه و جنگ
زياد شديم ، زياد شده آدم بدرنگ و دو رنگ
قلب كوچيك عاشقو با يه اشاره مي شكنه
اون كسي كه دوسش داره ، با تير كمون با چوب و سنگ
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
تا بدونه عاشقشي مي ره و پيدا نمي شه
مي گي مي خوام ببينمت مي گه نه حالا نمي شه
با هديه ي تولدش مي خواي يه جوري ببينيش
مي خواي يه جوري بفرست ببخشيد اما نمي شه
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اگر كه حدسم بزنه نمي دوني چيكار كني
عاشقي خب ، مگه مي شه از عاشقي فرار كني ؟
فكر مي كني اون بدونه خيلي كارت راحت تره
حتي تو روياهات مي خواي كه اونو بي قرار كني
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
هر جوري كه بود چه خوب چه بد ، آروم شدي
يه كم گذشت و ديدي كه مردي ديگه ، حروم شدي
يه روزي چش وا مي كني كه خودتم نمي شناسي
فقط تو اينه مي بيني آخرشه ، تموم شدي
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
تو عاشق كسي مي شي كه عاشق غريبه هاس
گريه و زاري مي كني مي گي اميدت به خداس
درسته اما اون كه تو شبا براش زار مي زني
راهش و كارش و دلش ، حسابي از شما جداس
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
خوش به حال معشوقايي كه بويي از قديم دارن
تو اعتقادشون شگون ، براي يا كريم دارن
معشوقاي زمون ما چون عاشقو بسوزونن
واسه دل اون طفلكي يه عالمه گريم دارن
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
ضرب المثل كاش راس بود و دلا به هم يه راهي داشت
اون كه واسه تو ماه شده ، اي كاش كه روي ماهي داشت
كاش عاشق بيچاره اي كه بي دليل اسير مي شه
يه روز يه كاري كرده بود ، يه جرمي يه گناهي داشت
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
كاش واسه بيراهه ي دل ، يه جا يه راه چاره بود
كاش كه علاجش عين قبل ، دعا و استخاره بود
كاش واسه هر عاشقي كه شبا پي ستارشه
تو دنيا محض دلخوشي ، يك شب پر ستاره بود
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اي عاشقاي بي گناه ، ما همه زرد و بي كسيم
تنهاييم عين آسمون ، آواره ايم عين نسيم
همه بايد ياد بگيريم كه مثل مجنون بزرگ
عاشق هر كسي بشيم ، آخر بهش نمي رسيم
ضرب المثل دروغ مي گه
نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
من ميگم بهم نگاه کن
تو ميگي که جون فدا کن
من ميگم چشات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم چه قدر تو ماهي
تو ميگي اول راهي
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نميشه
من مي گم خيلي غريبم
تو ميگي نده فريبم
من ميگم خوابت رو ديدم
تو ميگي ديگه بريدم
من مي گم هدف وصاله
تو ولي ميگي محاله
من ميگم يه عمره سوختم
تو ميگي قلبم رو دوختم
من ميگم چشمات و وا کن
تو ميگي من و رها کن
من ميگم خيلي ديوونم
تو ميگي آره مي دونم
من ميگم دلم شکسته ست
تو ميگي خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين کنارم
تو ميگي دوستت ندارم
من ميگم بهم نظر کن
تو ولي ميگي سفر کن
من ميگم واسم دعا کن
تو ميگي نذر رضا کن
من ميگم قلبم رو نشکن
تو ميگي من مي شکنم من ؟
من ميگم واست مي ميرم
تو ميگي نمي پذيرم
من ميگم شدم فراموش؟
تو ميگي نه ، رفتم از هوش
من ميگم که رفتم از ياد ؟
تو ميگي نه مرده فرهاد
من ميگم باز شدي حيروون ؟
تو ميگي بيچاره مجنون
من ميگم ازم بريدي ؟
تو مي پرسي نا اميدي ؟
من ميگم واسم عزيزي
تو ميگي زبون ميريزي؟
من ميگم تو خيلي نازي
تو ميگي غرق نيازي
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم کردم تعجب
تو ميگي ديگه بگو خب
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم دل تو رفته
تو ميگي هفت روزه هفته
من ميگم راه تو دوره
تو ميگي چاره عبوره
من ميگم مي خوام بشم گم
تو ميگي حرفاي مردم ؟
من ميگم نگذري ساده ؟
تو ميگي آدم زياده
من ميگم دل به تو بستن ؟
تو ميگي اينقده هستن
من ميگم تنهام ميذاري ؟
تو ميگي طاقت نداري ؟
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم اهل بهشتي
تو ميگي چه سرنوشتي
من ميگم تو بي گناهي
تو ميگي چه اشتباهي
من ميگم که غرق دردم
تو ميگي مي خوام بگردم
من ميگم چيزي مي خواستي ؟
تو ميگي تشنمه راستي
من ميگم از غم آبه
تو ميگي دلم کبابه
من مي گم برو کنارش
تو ميگي رفت پيش يارش
من ميگم با تو چيکار کرد ؟
تو ميگي کشت و فرار کرد
من ميگم چيزي گذاشته ؟
تو ميگي دو خط نوشته
من ميگم بختش سياهه
تو ميگي اون بي گناهه
من ميگم رفته که حالا
تو مي گي مونده خيالا
من ميگم مي آد يه روزي
تو ميگي داري مي سوزي
من ميگم رنگت چه زرده
تو مي پرسي بر ميگرده ؟
من ميگم بياد الهي
تو ميگي که خيلي ماهي
من ميگم ماهت سفر کرد
تو ميگي تو رو خبر کرد ؟
من ميگم هر کي با ماهش
تو ميگي بار گناهش؟
من ميگم تو بي وفايي
تو ميگي بريم يه جايي
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي نه خيلي ديره
من ميگم خدا بزرگه
تو ميگي زندگي گرگه
من ميگم عاشق پرنده ست
تو ميگي معشوق برنده ست
من ميگم به روزها شک کن
تو ميگي بهم کمک کن
من ميگم خدانگهدار
تو ميگي تا چي بخواد يار
من ميگم که تا قيامت
برو زيبا به سلامت
پشت تو آب نمي ريزم
که نروندت عزيزم
اي که مي پرسي نشــان عــشـق چيــست؟
عـــشق چيزي جــز ظــــهور مـهر نيست!
عـــشق يـــعني مهــر بـي چــــون و چـرا
عـــشق يـــعني کــــوشــش بـــي ادعــا
عـــشق يـــعني مهــر بـي امـــا ، اگــــر
عـــشق يـــعني رفـــتـنِ بــا پـــاي ســر
عـــشق يـــعني دل تـپـيدن بـهـر دوسـت
عـــشق يـــعني جـــان مـن قربــان اوست
عـــشق يـــعني خـــواندن از چشمـــان او
حـــرف هـــاي دل ، بــــدون گـفــتــگـو
عـــشق يـــعني عــــاشق بـــي زحــمـتي
عـــشق يـــعني بـــوســه ي بـي شهــوتي
عـــشق، يـــــارِ مــهــــربــــان زنـدگي
بــــادبـــــان و نــردبــــان زنــــدگــي
عـــشق يـــعني دشــت گلکـــاري شـــده
در کـــــويـــري چشمه اي جـــاري شـده
يـــک شقايــق در ميـــــان دشتِ خــــار
بـــاور امــکان بــــا يـک گــــل بهــــار
در خــــــزاني بـــرگــريز و زرد و سخـت
عـــشق، تــــابِ آخـــرين بـرگ درخــت
عـــشــق يــــعني روح را آراســـتـــــن
بـــي شـمـــار افــتــادن و بــرخــاسـتـن
عـــشق يــعني زشــتي زيــبــــا شــــده
عـــشق يـــعني گـــنگي گـــويــا شـــده
عـــشق يـــعني مهـــربـــاني در عـــمـل
خــلــق کــيـفـيــت بـــه کـنـدوي عسل
عـــشق يـــعني گُـل بـه جــاي خـار بـاش
پـــــل بــــه جـاي ايـن هـمه ديـوار باش
عـــشق يـــعني يـــک نــگـاه آشــنـــــا
ديــــدن افــتـــادگــان زيــــر پـــــــا
زيــــر لــب بــــا خــــود تــرنـم داشتن
بــــر لــب غـمگــين تــبــســم کـاشـتن
عـــشق ، آزادي ، رهــــــــايي ، ايـــمـني
عـــشق ، زيـبــايـــي ، زلا لـــي ، روشــني
عـــشق يـــعـني تُـنـگ بـي مـــاهـي شده
عـــشق يـــعني مــــاهــي راهـي شـــده
عـــشق يـــعني آهـــــــويــي آرام و رام
عـــشق صـــيـــادي بـدون تــيـــر و دام
هــــر کجــا عشــق آيـــد و ساکــن شود
هـــر چـــه نــا ممکن بــود ممکن شـــود
در جــــهان هــر کـارِ خوب و ماندني است
رد پــــاي عـــشق در او ديــدنــي اســت
شعــــرهــــاي خـــوبِ ديــوان جهــــان
شرح عـــشق است و ســرود عــــاشقــان
((سالــک)) آري ، عشق رمزي در دل است
شرح و وصف عشق، کاري مشـــکل اســـت
عشـــق يعنــــي شـور هسـتي در کــــلام
عـــشق يــعني شــعــر ، مستي ، والســلا