تو باروون که
رفتي, شبم زير رو شد
يه بغض شکسته,
رفيق گلو شد
تو باروون که
رفتي, دل باغچه پژمرد
تمام وجودم,
توي آينه خط خورد
هنوز, وقتي
باروون تو کوچه مي باره
دلم غصه داره,
دلم بيقراره
نه شب
عاشقانه ست, نه رويا قشنگه
دلم بي تو
خونه, دلم بي تو تنگه
يه شب زيرِ
باروون, که چشمم به راهه
مي بينم که
کوچه, پرِ نور ماهه
تو ماهِ مني
که تو باروون رسيدي
اميدِ مني تو شب نا اميدي
شعر: تو باروون که رفتی از آلبوم رگبار (سياوش قميشي)