تبليغاتX
درياچه سرخ

اگر خداوند لحظه‏اي فراموشش شود و مرا عروسکي پارچه‏اي بپندارد؛ و اگر اين چنين باشد که براي مدتي کوتاه باز عمري ارزاني‏ام دارد؛ به يقين حرفي در مورد آن چه که بدان‏ها مي‏انديشم، بر زبان نخواهم راند و بي شک، انديشه خواهم کرد پيرامون حرف‏هايي که مي‏بايست بگويم.

ارزيابي خواهم کرد چيزها را، نه براي آن چه مي‏ارزند؛ ولي خواهم سنجيد آنان را، براي معنايي که مي‏دهند.

کم مي‏خوابم، اما روياي فراوان دارم. مي‏دانم براي هر دقيقه‏اي که چشمان‏مان را مي‏بنديم، شصت ثانيه روشنايي را از دست مي‏دهيم.

گوش مي‏دهم زماني که ديگران صحبت مي‏کنند و غرق لذت مي‏شوم از حرف‏ها؛ بدان سان که خوردن بستني شکلاتي برايم لذت بخش است.

اگر خداوند باز، عمري به من هديه نمايد، ساده خواهم پوشيد و در زير نور آفتاب دراز خواهم کشيد و نه تنها پيکر خود را در برابر تابش آفتاب پهن خواهم ساخت، بلکه روحم را نيز در مقابل اشعه‏هاي خورشيد قرار خواهم داد.

خداي من؛ اگر قلب داشتم، کينه و نفرت‏هاي خود را بر روي يخ مي‏نوشتم و در انتظار برآمدن خورشيد مي‏ماندم. بر روي ستاره‏ها، با روياي «ون گوگ»، ترانه هاي«بنديتي» را نقاشي مي‏کردم و آوازهاي «سرات»، ترنم شامگاهي و عاشقانه‏ي من با ماه مي‏شد.

با اشک‏هايم، گل‏هاي سرخ را آبياري مي‏کردم؛ تا احساس کنم درد خارهاشان را ... و مجسم کنم بوسه‏ي گلبرگ‏هاشان را.

خداي من؛ اگر تنها لحظه‏اي عمر مي‏داشتم اجازه نمي‏دادم روزي بگذرد، بي آنکه به مردم نگويم«دوستتان دارم»؛ که من آن را دوست مي‏دارم.

همه مردان و زنان را متقاعد مي‏کنم که به آن‏ها علاقه دارم و من، عاشقانه زندگي مي‏کنم با عشق.

به تمام مردم ثابت مي‏کنم چه قدر اشتباه مي‏انديشيده‏اند که زماني که پير مي‏شوند، نمي‏توانند عاشق شوند. آنان نمي‏دانند تنها زماني پير مي‏شوند که دست از عاشق شدن بردارند.

به بچه‏ها بال‏هاي پرواز مي‏دهم، اجازه مي‏دهم تا پرواز را خود بياموزند. به پيرها ياد مي‏دهم که مرگ از پيري نمي‏آيد، بلکه با فراموشي مي‏آيد.

از شما مردم، من خيلي چيزها ياد گرفته‏ام:

آموخته‏ام که همه‏ي مردم دوست دارند در اوج و قله‏ي کوه زندگي کنند؛ بي آن که متوجه باشند خوشبختي واقعي جايي ست که سراشيبي به سمت بالاي کوه را مي‏پيماييم.

آموخته‏ام زماني که يک نوزاد براي اولين بار انگشت پدرش را با مشت کوچکش مي‏گيرد و مي‏فشارد، آن را براي هميشه گرفته است.

آموخته‏ام تنها زماني انسان حق دارد کسي را پايين‏تر از خود ببيند که مي‏خواهد به کسي کمک کند تا او بايستد.

خيلي چيزها از شما ياد گرفته‏ام، ولي در خاتمه بسيارشان غيرقابل استفاده بودند ... زيرا زماني که مرا درون آن جعبه بگذارند، ديگر متاسفانه من مرده‏ام.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:34 توسط حامد فيروزه |

خداوندا، از شک های ما مراقبت کن ، زیرا شک ، شیوه ای برای نیایش است و شک است که ما را به رشد وا می دارد ، چرا که وا می داردمان که بی ترس ، به پاسخ های بی شمار یک پرسش بنگریم .و تا این امر ممکن باشد،

خداوندا، از تصمیم های ما مراقبت کن ، زیرا که تصمیم شیوه ای برای نیایش است .به ما شهامت ببخش ، تاپس از شک بتوانیم میان دو راه یکی را برگزینیم . که " آری " ما همواره " آری "  باشد و " نه " ما همواره " نه ".که وقتی راهی را برگزیدیم ، دیگر به پشت سر ننگریم و نگذاریم پشیمانی ،روح ما را ویران کند. و تا این امر ممکن باشد،

خداوندا، از اعمال ما مراقبت کن، زیرا عمل، شیوه ای برای نیایش است. کاری کن تا نان
روزانه یما ، بهترین ثمری باشد که درون خویش داریم. که بتوانیم، پس از کار و عمل، اندکی
از عشقی را که دریافت می کنیم، نثار کنیم. و تا این امر ممکن باشد ،

خداوندا، از رویاهای ما مراقبت کن، چرا که رویا داشتن شیوه ای برای نیایش است. کاری کن
تا فارغ از سن و سال و شرایط، شعله ی مقدس امید و پایداری را در قلب خود روشن نگاه
داریم. وتااین امر ممکن باشد ،

خداوندا، همواره به ما شیفتگی ببخش، زیرا شیفتگی، شیوه ای برای نیایش است، شیفتگی است که ما رابه آسمان و زمین می پیوندد، به بزرگسالان و کودکان، و به ما می گوید آرزو مهم است و سزاوار تلاش ما. شیفتگی است که به ما می باوراند همه چیز ممکن است، اگر به آنچه میکنیم ، کاملا متعهد باشیم . و تا این امر ممکن باشد ،

پروردگارا، از زندگی ما مراقبت کن، زیرا زندگی یگانه راهی است که برای تجلی معجزه ی
تو داریم .باشد که زمین ، همچنان بذر را گندم کند و ما همچنان گندم را نان کنیم . و این ممکن است ،تنها اگر عشق بورزیم ، هرگز تنها نمانیم . همراهی ات را همواره ارزانی ما کن و همراهی کن مردان و زنانی را که شک دارند، عمل می کنند ، رویا می بینند ، شیفته اند و
زندگی میکنند ، به گونه ای که انگار هر روزشان ، سراسر وقف جلال توست .

 

آمین
پائولوکوئلیو- چون رود جاری باش

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 3:7 توسط حامد فيروزه |